
بازار امروز ایران دیگر شباهت کمی به دهه قبل دارد. سرعت تغییرات، ورود رقبای تازهنفس، تحول رفتار مصرفکننده، و پیچیدهتر شدن فرایند تصمیمگیری خرید، مدلهای سنتی مدیریت را ناکارآمد کرده است. مدیرانی که تا چند سال پیش با اتکا به تجربه، شباهتهای تاریخی یا حتی حس درونی تصمیم میگرفتند، امروز با واقعیتی مواجه شدهاند که در آن هیچ تصمیم مهمی بدون تحلیل داده، بررسی بازار و شناخت رفتار مشتری قابل اتکا نیست. در چنین شرایطی، نیاز به رویکردهای علمی و دادهمحور بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
یکی از رویکردهایی که در سالهای اخیر توجه مدیران ارشد ایرانی را جلب کرده، چارچوب تحلیل بازار و رفتار مشتری بر اساس مدلهای دکتر احمد میرابی است؛ رویکردی که تلاش میکند فاصله میان «اطلاعات» و «تصمیم» را از بین ببرد و مدیریت را وارد مرحلهای هوشمندانهتر کند.
این مقاله، به بررسی این رویکرد میپردازد؛ رویکردی که بسیاری از مدیران آن را یکی از موثرترین ابزارهای تصمیمسازی در مسیر رشد پایدار ۲۰۲۶ میدانند.
برای فهم اهمیت تحلیل بازار، باید ابتدا خود بازار را شناخت. ایران در سالهای اخیر یک دوره گذار رفتاری را تجربه کرده است:
این تحولات باعث شده که بسیاری از مدیران باتجربه در تحلیل بازار با چالش مواجه شوند. تصمیمهایی که زمانی قطعی به نظر میرسیدند، حالا نیازمند چندلایه تحلیل و بررسیاند.
بر اساس گزارشهای تحلیلی داخلی، حدود ۷۰٪ شکستهای بازاریابی در ایران به دلیل عدم شناخت رفتار مشتری و ۶۴٪ اشتباهات استراتژیک به دلیل تحلیل ناقص بازار رخ میدهد. این آمار برای مدیرانی که به دنبال توسعه برند، افزایش فروش یا ورود به بازار جدید هستند، اهمیت حیاتی دارد.
تحلیل بازار، تنها جمعآوری اطلاعات نیست؛ بلکه فرایندی است که:
در دنیایی که همهچیز سریع تغییر میکند، این تحلیلها تنها راهی هستند که میتوانند مدیران را از تصمیمهای احساسی، پرهزینه و پرخطر نجات دهند.
اگر کسبوکاری میخواهد در ۲۰۲۶ رشد کند، دیگر نمیتواند با اطلاعات ناقص یا تصورهای ذهنی پیش برود؛ باید تحلیل دقیق، دادهمحور و بهروز داشته باشد چیزی که پایه هر سرمایهگذاری هوشمندانه و هر تصمیم راهبردی محسوب میشود؛ همان چیزی که دکتر احمد میرابی در مدلهای خود بر آن تمرکز کرده است.
آنچه رویکرد دکتر میرابی را برای بسیاری از مدیران جذاب کرده، ترکیب سه ویژگی است:
این سه ویژگی باعث شده مدلهای او، برخلاف بسیاری از مدلهای خارجی یا دانشگاهی، کاملاً قابلاجرا باشند. در ادامه، سه ستون اصلی این رویکرد تشریح میشود.
اولین گام در مدل دکتر میرابی، ساخت یک تصویر کامل از بازار است؛ نه تصویری حدسی، نه توصیفی، بلکه «تحلیلی».
این تحلیل شامل موارد زیر است:
در بسیاری از پروژهها، همین تحلیل باعث شده مدیران مسیر کاملاً متفاوتی را نسبت به تصور اولیه انتخاب کنند. به همین دلیل است که دکتر میرابی تأکید میکند: پیش از هر تصمیم مهم، باید نقشه بازار را خواند.
رفتار مشتری همیشه خطی نیست.
گاهی یک مشتری بارها به صفحه محصول بازمیگردد اما خرید نمیکند؛
گاهی یک برند با وجود کیفیت بالا فروش کم دارد؛
گاهی مشتری بدون دلیل واضح به رقیب مهاجرت میکند.
رویکرد دکتر میرابی تلاش میکند این رفتارها را با مدلهای علمی توضیح دهد.
در این مدلها، مشتری بر اساس پنج عامل بررسی میشود:
این مدلها نشان میدهند:
برای مدیران، داشتن چنین اطلاعاتی مانند داشتن یک قطبنمای رفتاری است.
داشتن داده کافی نیست. حتی بهترین تحلیلها اگر به تصمیم عملی تبدیل نشوند، ارزشی ایجاد نمیکنند. هسته اصلی رویکرد دکتر میرابی این است که تحلیلها باید به:
تبدیل شوند و مهمتر اینکه قابل اجرا باشند.
در بسیاری از پروژهها، یک مشکل بزرگ وجود دارد: شرکتها تحلیل زیادی تولید میکنند، اما تصمیم ندارند. روش دکتر میرابی دقیقاً برای حل همین مشکل طراحی شده است.
در بررسی پروژههای صورتگرفته بر اساس مدلهای دکتر میرابی، چند دستاورد مشترک دیده میشود:
زمانی که برند بداند کدام بخش بازار را هدف قرار دهد، رقابت سادهتر میشود.
رفتار مشتری بهطور مستقیم در قیمتگذاری دخیل میشود.
سناریونویسی باعث میشود تصمیمها بر اساس پیشبینیهای واقعی گرفته شوند.
برند نهفقط سریع، بلکه «درست» رشد میکند.
وقتی نیاز مشتری شناسایی شود، وفاداری ایجاد میشود.
این موارد نشان میدهد که تحلیل بازار تنها یک کار پژوهشی نیست؛ یک ابزار رشد است.
در مدل تحلیل بازار ۲۰۲۶، چند روند کلیدی وجود دارد که آینده بسیاری از صنایع را تغییر میدهد:
این روندها تنها زمانی قابل استفاده هستند که بهدرستی تفسیر شوند و این همان نقطهای است که مشاوران متخصص وارد عمل میشوند.
دلایل زیادی وجود دارد، اما سه مورد حیاتیاند:
نوسان قیمت، تغییر رفتار مشتری، خطرپذیری بالا و رقابت شدید، تصمیمگیری بدون تحلیل را پرریسک کرده است.
کسبوکارها دیگر نمیتوانند با رشدهای مقطعی زنده بمانند.
بدون تحلیل، برنامهریزی آیندهنگر ممکن نیست.
در چنین فضایی، داشتن تحلیل دقیق و بهرهگیری از یک مشاور حرفهای که بتواند این دادهها را به تصمیمهای عملی تبدیل کند، به یکی از تفاوتهای حیاتی مدیران موفق تبدیل شده است.
چشمانداز و روش تحلیلی دکتر میرابی بر مبنای تجربه عملی و شناخت دقیق از اکوسیستم کسبوکار ایران شکل گرفته است. او معتقد است که شرکتها نه با تبلیغات بیشتر، نه با فروشنده بیشتر، بلکه با تحلیل دقیقتر رشد میکنند.
این رویکرد باعث شده بسیاری از مدیران:
در دنیای ۲۰۲۶، چنین نگرشی مزیت رقابتی نیست بلکه پایه زندهماندن است.
مدیری که تحلیل بازار و رفتار مشتری را جدی نگیرد، دیر یا زود جای خود را به مدیری خواهد داد که با ابزارهای دقیقتر کار میکند. در سال ۲۰۲۶، فضای رقابتی ایران متعلق به برندهایی است که:
رویکرد دکتر احمد میرابی، بهعنوان یکی از چهرههای شاخص مشاوره برندسازی و توسعه کسبوکار، برای بسیاری از مدیران همان نقطه اتصالِ تحلیل و عمل است؛ جایی که تصمیمها واقعی، هوشمند و آیندهنگر میشوند.